ترانه خط، ترانه شير
حرفهای خط به خط اسير
ترانه روزگار و بس
اشکِ قلم رو لوحِ پير
قصه دلهای دلير
شکنجه با چشمهای سير
قصه ی رزمِ بی دفاع
زمين لخت، گردنِ گير
شمشيرِ از رو بسته و
هنجره از حق خسته و
غرورِ بازنشسته و
بغض صدا شکسته و
از نو دوباره دم بگير
ترانه خط، ترانه شير
از غم و غصه ها نمير
که کاوه ای، بيرق بگير
۱۳۸۷ خرداد ۱۲, یکشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر